تبليغاتX
غریبه ای از دیار غربت
نفس

اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم

تو ساعت یه ربع عشق عقربه دقایقم

گرمیه دستای تو رو به صدتا دنیا نمیدم

هر وقت که یارم تو بودی بی کسی و نفهمیدم

تو بند دل سلول عشق حبس نگات و می کشم

ولی بازم عکس چشات و می کشم

آی قصه بی سر و ته شعر بدون قافیه

برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه....

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 15:15  توسط تنهایه تنها |